شرایط نماز خواندن
نویسنده : رضا قربانی | زمان انتشار : 24 اسفند 1399 ساعت 19:37
1393/09/04
رسالهی آموزشی | مجموعه احکام نماز
آنچه در زیر میآید، مجموعه درسهای احکام نماز (دروس ۲۷ تا ۵۷) از جلد اول «رسالهی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای مدظلهالعالی تهیه، تنظیم و منتشر شده است.
در این مجموعهی آموزشی، علاوه بر موارد موجود در رسالهی «اجوبة الإستفتائات»، استفتائات جدید نیز اضافه و از جزوههای دروس خارج فقه معظمله نیز بهره گرفته شده است، تا بر غنای آموزشی مجموعه، بر طبق اسلوب و بیان معظمله اضافه شود.
دفتر استفتائات حضرت آیتالله العظمی خامنهای این رسالهی آموزشی را تأیید و عمل به آن را مجزی اعلام کرده است.
اقسام نمازها
نمازهای واجب:
نمازهای یومیه
نماز طواف خانهی خدا که پس از طواف خانهی کعبه گزارده میشود.
نماز آیات که در هنگام پدید آمدن خورشید و ماه گرفتگی و زلزله و امثال آنها خوانده میشود.
نماز میت که بر مرده خوانده میشود.
نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است.
نمازی که به واسطهی نذر و عهد و قسم یا به واسطهی اجاره واجب شده است.
نمازهای مستحب، مثل نافلههای شبانه روزی.
توجه:
۱. با هر یک از نمازهای پنجگانهی شبانهروزی یک نماز مستحبی هست که آن را نافلهی آن نماز گویند. خواندن این نافلهها بسیار مهم است و ثواب و اجر زیاد برای آن ذکر شده است. علاوه بر اینها مستحب است در ثلث آخر شب، نافلهی شب بخواند. این نماز هم دارای خواص معنوی بسیار است و شایسته است بر آن مواظبت شود.
۲. نافلههایشبانهروزی
۱. نافلهی ظهر: هشت رکعت قبل از نماز ظهر.
۲. نافلهی عصر: هشت رکعت قبل از نماز عصر.
۳. نافلهی مغرب: چهار رکعت بعد از نماز مغرب.
۴. نافلهی عشا: دو رکعت بعد از نماز عشا که نشسته خوانده میشود.
۵. نافله صبح: دو رکعت قبل از نماز صبح.
۶. نافلهیشب: یازدهرکعت از نصف شب تا اذان صبح و بهتر در ثلث آخر شب.
توجه:
۳. خواندن نافلهی ظهر و عصر پس از ادای نماز ظهر و عصر و در وقت نافله بنابر احتیاط (واجب) باید به قصد قربةً الی الله، بدون قصد ادا و قضا به جا آورده شود.
۴. نماز شب یازده رکعت است. هشت رکعت آن که به صورت دو رکعتی دو رکعتی خوانده میشود نماز شب نام دارد، و دو رکعت آن نماز شفع است که مانند نماز صبح خوانده میشود، و یک رکعت هم نماز وتر نام دارد که در قنوت آن استغفار و دعا برای مؤمنین و طلب حاجات از خداوند منان به ترتیبی که در کتابهای ادعیه ذکر شده، مستحب است.
۵. در نماز شب، سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئیت شرط نیست، بلکهکافیاست که در هر رکعت بعد از نیت و تکبیرةالاحرام، سورهیحمد قرائت شود و اگر خواست بعد از قرائت حمد، یک سوره از سورههای قرآنی را هم قرائت کند و رکوع و سجود و ذکر آنها و تشهد و سلام بهجاآورد.
۶. در نماز شب، در تاریکی خواندن و مخفی کردن از دیگران شرط نیست، اما ریا هم در آن جایز نیست.
توجه:
۱. مرد باید در حال نماز عورتین خود را بپوشاند، هر چند کسی او را نمیبیند و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.
۲. زن باید در موقع نماز تمام بدن و موی خود را با پوششی که کاملاً بدن را میپوشاند بپوشاند، ولی پوشاندن صورت به مقداری که شستن آن در وضو واجب است و دستها تا مچ و پاها تا مفصل ساق لازم نیست.
توجه:
الف) پاک باشد.
ب) غصبی نباشد (مباح باشد).
ج) از اجزای مردار نباشد.
د) از حیوان حرام گوشت نباشد.
هـ) طلا بافت نباشد.
و) از ابریشم خالص نباشد.
توجه:
شرط پنجم و ششم اختصاص به لباس مردان دارد.
الف) پاک باشد
۱. لباس نمازگزار باید پاک باشد.
کسی که نمیداند نماز با بدن و لباس نجس، باطل است اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند نمازش باطل میباشد.
۳. اگر نداند که بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده است، نماز او صحیح است، ولی اگر قبلاً نجاست آن را میدانسته و فراموش کرده و با آن نماز خوانده، نمازش باطل است.
۴. اگر در بین نماز متوجه شود که لباس یا بدنش نجس است،اگر بداند نجاست از قبل از نماز بوده یا مقداری از نماز را با نجاست انجام داده است و وقت هم وسعت داشته باشد نماز باطل است،ولی اگر وقت تنگ باشد چنانچه برای وی، ازالهی نجاست از بدن یا درآوردن لباس نجس بدون ارتکاب عملی که منافات با نماز دارد ممکن باشد باید نجاست بدن را بر طرف یا لباس نجس را از خود دور کند و نماز خود را تکمیل نماید، و چنانچه برطرف کردن نجاست با حفظ حالت نماز برای او امکان ندارد و در صورتی که نتواند،به حالت عریان نماز بخواند با همان وضعیت نماز را تمام کند.
۵. اگر لباس نجس را آب بکشد و یقین کند که پاک شده است و با آن نماز بخواند، و بعد از نماز بفهمد پاک نشده، نمازش صحیح است، ولی برای نمازهای بعدی باید لباس را تطهیر کند.
۶. لباسی که نجس بودن آن مشکوک است محکوم به طهارت بوده و نماز خواندن با آن صحیح است، بنابراین نماز در لباسهای معطر به عطرهایی که حاوی الکل است و نمیدانیم آن عطرها نجس است اشکال ندارد. همچنین شخصی که به علت اضطرار، مجبور به تطهیر مخرج بول با سنگ یا چوب و یا هر چیز دیگری میشود و هنگامی که به منزل مراجعت میکند آن را با آب تطهیر مینماید، اگر نداند لباسش با رطوبت بول نجس شده است لازم نیست موقع نماز آن را عوض کرده یا تطهیر نماید.
ب) غصبی نباشد
۱. لباس نمازگزار باید مباح باشد (غصبی نباشد).
۲. اگر نداند یا فراموش کند که لباس او غصبی است و با آن نماز بخواند، نمازش صحیح است، همچنین اگر نداند پوشیدن لباس غصبی حرام است.
۳. اگر با عین مالی که خمس یا زکات آن را نداده است، لباس بخرد نماز خواندن در آن لباس باطل است.
ج) از اجزای مردار نباشد
۱. لباس نمازگزار باید از اجزای حیوان مردهیی که دارای خون جهنده است نباشد، و احتیاط واجب آن است که از اجزای مرداری که دارای خون جهنده نیست نیز نباشد.
۲. هرگاه قطعهیی از مردار همراه نمازگزار باشد، بنا بر احتیاط (واجب) نمازش باطل است، ولی در صورتی که از چیزهایی که دارای روح نیست، مانند مو و پشم و شاخ و استخوان باشد و حیوان هم در اصل حلالگوشت باشد، نماز باطل نیست.
۳. حیوانی که تذکیهی آن مشکوک است، از این نظر که نمیتوان گوشت آنرا خورد و در پوست آن نماز خواند در حکم میته است، ولی از نظر طهارت و نجاست، حکم میته را ندارد و پاک است، و نمازهای گذشته اگر با جهل به این حکم، انجام گرفته است، محکوم به صحت است، بنابراین چرم طبیعی که نمیدانیم از حیوانی است که شرعاً تذکیه شده یا خیر نجس نیست ولی نماز با آن باطل است.
د) از حیوان حرامگوشت نباشد
۱. لباس نمازگزار باید از حیوان حرامگوشت نباشد، و اگر مویی از آن هم به لباس یا بدن نمازگزار چسبیده باشد نماز او باطل است.
۲. اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرامگوشت، مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز باطل است، مگر این که خشک شده و عین آن بر طرف شده باشد، بنابراین اگر فضلهی پرندگان حرامگوشت بر روی بدن یا لباس باشد، نماز با آن باطل است، ولی اگر خشک شده و از لباس یا بدن زدوده شده باشد نماز صحیح است.
۳. مو و عرق و آب دهان انسان و موم عسل و مروارید و صدف اگر بر لباس و بدن نمازگزار باشد، نمازش اشکال ندارد.
۴. اگر شک داشته باشد که لباسی از حیوان حلالگوشت است یا حرامگوشت، نماز خواندن با آن بی اشکال است.
هـ) طلا بافت نباشد
۱. پوشیدن لباس زربفت برای مردان حرام و نماز با آن باطل است، ولی برای زنان در همه حال بی اشکال است.
۲. آویختن زنجیر طلا و به دست کردن انگشتر طلا و بستن ساعت مچی طلا برای مردان حرام است و بنا بر احتیاط واجب نماز با آن باطل است.
توجه:
ز) از ابریشم خالص نباشد
لباس مرد نمازگزار حتی چیزهایی مانند عرقچین و جوراب و آستر لباس و امثال آن باید از ابریشم خالص نباشد. در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است، ولی دستمال ابریشمی و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشکال ندارد و نماز را باطل نمیکند.
الف) آن که به واسطهی زخم یا جراحت یا دمل، لباس یا بدن به خون آلوده شده باشد.
ب) آن که خون موجود در لباس یا بدن کمتر از درهم (بند انگشت اشاره) باشد.
ج) آن که لباسهای کوچک نمازگزار، مانند جوراب که با آنها نمیتوان عورت را پوشاند نجس باشد.
د) آن که ناچار است با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.
الف) آن که به واسطهی زخم یا جراحت یا دمل، لباس یا بدن به خون آلوده شده باشد
۱. اگر در بدن یا لباس نمازگزار، خون یا جراحت یا دمل باشد، چنانچه طوری است که آب کشیدن بدن یا لباس یا عوض کردن لباس معمولاً یا برای این شخص، سخت است، تا وقتی که زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است میتواند با آن خون نماز بخواند. همینطور است چرکی که با خون بیرون میآید یا دوایی که روی زخم میگذارند و نجس میشود.
۲. خون بریدگیها و زخمهایی که به زودی خوب میشود و شستن آنها آسان است، این حکم را ندارد (یعنی اگر در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است).
ب) آن که خون موجود در لباس یا بدن کمتر از درهم (بند انگشت اشاره) باشد
۱. اگر بدن یا لباس نمازگزار به خون- غیر از آنچه در مورد قبل ذکر شد- آلوده باشد، در صورتی که مقدار آن کمتر از بند انگشت سبابه باشد نماز با آن اشکال ندارد، ولی با بیش از آن اشکال دارد.
۲. شرایط خون کمتر از درهم:
۳. اگر بدن یا لباس خونی نشود، ولی به واسطهی رسیدن به خون، نجس شود، نمیشود با آن نماز خواند.
ج) آن که لباسهای کوچک نمازگزار، مانند جوراب که با آنها نمیتوان عورت را پوشاند نجس باشد
۱. اگر لباسهای کوچک نمازگزار، مانند جوراب و دستکش و عرقچین که با آنها نمیتوان عورت را پوشانید، و نیز انگشتر و دستبند و امثال آن با نجاستی تماس پیدا کند و نجس شود نماز خواندن با آن اشکال ندارد.
۲. اشیایی از قبیل دستمال و کلید و کیف و چاقو که همراه انسان است اگر نجس باشد، در صورتی که نتوان عورت را با آن پوشاند، نماز اشکال ندارد.
د) آن که ناچار است با بدن یا لباس نجس نماز بخواند
کسی که به خاطر سرما یا نداشتن آب و امثال اینها ناچار شود که با بدن یا لباس نجس نماز بخواند،نماز او درست است.
۱. نیت
۲. تکبیرة الاحرام
۳. قیام
۴. قرائت
۵. رکوع
۶. سجده
۷. ذکر
۸. تشهد
۹. سلام
۱۰. ترتیب
۱۱. موالات
توجه:
۱. نیت.
۲. تکبیرة الاحرام
۳. قیام (در هنگام تکبیرة الاحرام و هنگام رفتن به رکوع).
۴. رکوع.
۵. دو سجده.
۱. معنای نیت و حکم آن: نیت در نماز واجب است و منظور از آن، قصد انجام نماز معین برای اطاعت از دستور خداوند است.
توجه:
۲. عدول از نیت:
الف) از نماز عصر به نماز ظهر، قبل از وقت مخصوص عصر در صورتی که در بین نماز متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است.
ب) از نماز عشا به نماز مغرب، قبل از وقت مخصوص عشا اگر در بین نماز عشا متوجه شود که نماز مغرب را نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد.
ج) اگر دو نماز قضایی که در ادای آنها ترتیب معتبر است (مثل نماز قضای ظهر و عصر) بر عهدهی او باشد و بر اثر فراموشی قبل از ادای نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود.
الف) از نماز ادا به نماز قضای واجب، در صورتی که بر اثر آن وقت فضیلت ادا فوت نشود.
ب) از نماز واجب به مستحب برای درک ثواب نماز جماعت.
ج) از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه برای کسی که قرائت سورهی جمعه را فراموش کرده و به جای آن سورهی دیگری را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. مستحب است این شخص، از نماز واجب به نافله عدول کند تا بتواند نماز فریضه را با سورهی جمعه به جا آورد.
۱. معنای تکبیره الاحرام و حکم آن
تکبیرة الاحرام در نماز واجب است و منظور از آن گفتن «اَللهُ اَکْبَرُ» در آغاز نماز است.
توجه:
۲. واجبات تکبیره الاحرام:
۱. تکبیرة الاحرام را باید طوری بخواند که تلفظ به آن محسوب شود، و نشانهی آن این است که خودش بتواند آنچه را میخواند و بر زبان جاری میکند – اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست – بشنود.
۲. تکبیرة الاحرام را باید به عربی صحیح بگوید، و اگر ترجمهی فارسی آن را بگوید یا آن را به عربی غلط بگوید – مثلاً های الله را با فتحه بگوید و یا امثال آن – صحیح نیست.
توجه:
۳. هنگام تکبیرة الاحرام باید بدن آرام و مستقر باشد، پس اگر عمداً و از روی اختیار، تکبیرة الاحرام را در حالی بگوید که بدنش حرکت دارد، باطل است.
۳. شک در تکبیرة الاحرام:
الف) به اذکار قرائت مشغول شده: به شک خود اعتنا نکند و نماز را ادامه دهد.
ب) به اذکار قرائت مشغول نشده: باید تکبیر را بگوید.
۱. اقسام قیام واجب:
الف) قیام هنگام تکبیرة الاحرام.
ب) قیام هنگام رفتن به رکوع (متصل به رکوع).
الف) قیام هنگام قرائت.
ب) قیام بعد از رکوع.
۱. کسی که قادر است نماز را ایستاده بخواند و عذری ندارد باید از شروع نماز تا رفتن به رکوع، در حال ایستاده باشد، و نیز واجب است پس از رکوع و پیش از رفتن به سجده بایستد. ترک قیام عمداً در این حالات، موجب باطل شدن نماز است.
۲. ایستاده بودن در حال تکبیرةالاحرام و نیز پس از اتمام قرائت و پیش از رفتن به رکوع، رکن است یعنی اگر سهواً و از روی فراموشی هم آن را ترک کند نماز باطل میشود.
توجه:
۲. واجبات قیام: نمازگزار در حال قیام باید بدن را حرکت ندهد و به طرفی به طور آشکار خم نشود و به جایی تکیه نکند، مگر این که از روی ناچاری یا سهو و فراموشی باشد.
توجه:
۳. بعضی ازمستحبات قیام:
۱. بدن را راست نگهدارد.
۲. شانهها را پایین بیندازد.
۳. دستها را روی رانها بگذارد.
۴. انگشتها را به هم بچسباند.
۵. جای سجده را نگاه کند.
۶. سنگینی بدن را به طور مساوی روی دو پا بیندازد.
۷. با خضوع و خشوع باشد.
۸. پاها را پس و پیش نگذارد.
۴. احکام قیام:
۱. کسی که در حال نماز قادر بر ایستادن نیست، باید نشسته نماز بخواند ولی اگر میتواند به چیزی تکیه دهد و بایستد وظیفهی او نماز ایستاده است.
۲. کسی که قادر بر نماز نشسته نیست، باید خوابیده نماز بخواند، و بنابر احتیاط واجب باید اگر میتواند به پهلوی راست بخوابد و صورت و بدن او رو به قبله باشد، وگرنه به پهلوی چپ بخوابد، واگر این گونه هم نمیتواند، به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد.
۳. کسی که نشسته نماز میخواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد و رکوع را به جا آورد باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود.
۴. کسی که که خوابیده نماز میخواند اگر بدون حرج و زحمت بتواند دربین نماز بنشیند یا بایستد، باید هر مقداری را که میتواند نشسته یا ایستاده بخواند. همچنین کسی که نشسته نماز میخواند باید هر مقدار که بدون حرج و زحمت برای او ممکن است ایستاده نماز بخواند.
۵. کسی که میتواند ایستاده نماز بخواند اگر بترسد که به واسطهی ایستادن، بیماری یا ضرر دیگری به او برسد، میتواند نشسته نماز بخواند، و اگر در نماز نشسته نیز همین ترس باشد میتواند خوابیده نماز بخواند
۶. کسی که احتمال میدهد در آخر وقت بتواند نماز خود را ایستاده بخواند، بنابر احتیاط (واجب) باید تا آن هنگام صبر کند، ولی اگر در اول وقت به خاطر عذری نماز خود را نشسته خواند و سپس تا آخر وقت عذر او بر طرف نشد نمازی که خوانده صحیح است و اعاده لازم نیست.
۷. اگر در اول وقت، قادر بر نماز ایستاده نبود و یقین داشت که ناتوانی او از نماز ایستاده، تا آخر وقت ادامه خواهد یافت، ولی قبل از آخر وقت توانست ایستاده نماز بخواند باید نماز را به طور ایستاده اعاده کند.
۱. اجزای قرائت:
۱. در رکعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه، باید بعد از تکبیرة الاحرام سورهی حمد و بعد از آن بنابر احتیاط واجب یک سورهی کامل از قرآن مجید را قرائت کند، و خواندن یک یا چند آیه کافی نیست.
۲. در رکعت سوم و چهارم نمازها، مخیّر است که حمد تنها (بدون سوره) بخواند یا تسبیحات اربعه یعنی «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ للهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ» بگوید.
۲. احکام قرائت در رکعت اول و دوم:
۱. سورهی «فیل» و «ایلاف» در حکم یک سورهاند، و خواندن یکی از آن دو بعد از حمد کافی نیست. همچنین سورهی «والضحی» و «الم نشرح».
توجه:
۲. در نمازهای واجب یومیه بعد از قرائت حمد و یک سورهی کامل، قرائت بعضی از آیات به قصد قرآن اشکال ندارد.
۳. اگر وقت نماز تنگ باشد یا بترسد که اگر سوره را بخواند دزد یا درنده یا چیز دیگر به او صدمه میزند نباید سوره بخواند.
۴. اگر اشتباهاً سوره را پیش از حمد بخواند و قبل از رفتن به رکوع متوجه اشتباه خود شود، باید بعد از حمد دوباره سوره را بخواند، واگر در اثنای خواندن سوره متوجه شود باید سوره را رها کند و بعد از خواندن حمد، سوره را از اول بخواند.
۵. اگر حمد و سوره یا یکی از آنها را فراموش کند و بعد از رسیدن به رکوع بفهمد، نمازش صحیح است.
۶. اگر پیش از رفتن به رکوع بفهمد که حمد و سوره یا فقط سوره را نخوانده باید آن را بخواند و به رکوع رود، و اگر بفهمد فقط حمد را نخوانده باید آن را و پس از آن دوباره سوره را بخواند، و نیز اگر خم شده و پیش از رسیدن به حد رکوع بفهمد که حمد یا سوره یا هر دو را نخوانده باید بایستد و به همین دستور عمل کند.
۷. در نماز واجب، خواندن سورههای سجده جایز نیست و اگر عمداً یا سهواً یکی از آن سورهها را بخواند تا به آیهی سجده برسد باید بنابر احتیاط واجب سجدهی تلاوت را به جا آورد و بر خیزد و اگر سوره، تمام نشده آن را تمام کند و نماز را به آخر برساند و سپس نماز را اعاده کند، و اگر قبل از رسیدن به آیهی سجده ملتفت شد احتیاط واجب آن است که سوره را رها کند و سوره دیگری بخواند و نماز را تمام کند و سپس نماز را اعاده نماید.
۸. اگر در اثنای نماز، آیهی سجده را بشنود، نمازش صحیح است و باید پس از شنیدن آیهی سجده، به جای سجده کردن، اشاره به سجده کند.
۹. اگر بعد از حمد شروع به خواندن سورهی «قل هو الله احد» یا سورهی «قل یا ایها الکافرون» کند، نمیتواند آن را رها کند و سورهی دیگر بخواند، ولی در نماز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سورهی جمعه و منافقین یکی از آن دو سوره را بخواند میتواند آن را رها کند و سورهی جمعه و منافقین را بخواند.
۱۰. اگر در نماز غیر از سورهی «قل هو الله احد» و «قل یا ایها الکافرون» سورهی دیگر را بخواند تا وقتی بیش از نصف سوره را نخوانده است میتواند آن را رها کند و سورهی دیگر بخواند.
۱۱. اگر مقداری از سورهیی را که مشغول خواندن آن است فراموشی کند یا به خاطر تنگی وقت یا جهت دیگری به ناچار نتواند آن را تمام کند باید آن سوره را رها کند و سورهی دیگری بخواند، و در این صورت فرق نیست میان آن که از نصف گذشته یا نگذشته باشد، و یا سورهیی که به خواندن آن مشغول است «قل هو الله» و «قل یا ایها الکافرون» یا غیر از آنها باشد.
۱۲. در نمازهای مستحبی، خواندن سوره لازم نیست، اگر چه آن نماز به واسطهی نذر کردن واجب شده باشد، ولی در بعضی نمازهای مستحبی که سورهی مخصوص در آن وارد شده، مثل نماز برای والدین، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار کرده باشد باید همان سوره را بخواند.
۳. احکام قرائت در رکعت سوم و چهارم:
۱. یکبار گفتن تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافی است، هرچند احتیاط (مستحب) این است که سه مرتبه گفته شود.
۲. کسی که نمیداند تسبیحات اربعه را سه مرتبه گفته یا بیشتر و یا کمتر، چیزی بر او واجب نیست، ولی تا به رکوع نرفته میتواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبیحات را تکرار نماید تا یقین کند آن را سه مرتبه گفته است.
۳. کسی که عادت دارد در رکعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند، اگر تصمیم گرفت حمد بخواند، ولی به خاطر غافل شدن از این تصمیم، بر طبق عادت خود به خواندن تسبیحات مشغول شود نمازش صحیح است، و همینطور اگر عادت به خواندن حمد دارد و تصمیم میگیرد تسبیحات بخواند.
۴. اگر شخصی هنگام نماز بر اثر غفلت در رکعت سوم یا چهارم حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود نمازش صحیح است و نیاز به اعاده ندارد.
۵. اگر نمازگزار در حالی که ایستاده است شک کند که حمد یا تسبیحات را خوانده، باید حمد یا تسبیحات را بخواند، ولی اگر در هنگام گفتن استغفار مستحب، شک کند آیا تسبیحات خوانده یا نه لازم نیست آن را بخواند.
۶. اگر در رکوع رکعت سوم و چهارم شک کند که حمد یا تسبیحات خوانده یا نه، باید به شک خود اعتنا نکند، ولی اگر در هنگام رفتن به رکوع در حالی که هنوز به حد رکوع نرسیده است شک کند، بنابر احتیاط واجب باید برگردد و حمد یا تسبیحات بخواند.
توجه:
۱. خم شدن به اندازهیی که بتواند دستها را به زانو بگذارد
۲. ذکر
۳. آرامش بدن در حال گفتن ذکر رکوع
۴. ایستادن بعد از رکوع
۵. آرامش بدن بعد از رکوع
۱. در هر رکعت بعد از قرائت باید به اندازهیی خم شود که بتواند دست را بر زانو بگذارد، و اگر سر انگشتها هم به زانو برسد کافی است.
۲. احتیاط (واجب) آن است که در حال رکوع دستها را بر زانو بگذارد.
۳. خم شدن باید به قصد رکوع باشد، پس اگر به قصد کاری دیگر مثلاً برای کشتن جانوری یا برداشتن چیزی خم شود نمیتواند آن را رکوع حساب کند، بلکه بایستد و دوباره برای رکوع خم شود، و به واسطهی این عمل، رکن زیاد نشده و نماز باطل نمیشود.
۴. کسی که در حال نشسته رکوع میکند، کافی است به قدری خم شود که صورتش محاذی زانوها برسد.
ذکر واجب در رکوع عبارت است از یکبار گفتن «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» یا سه بار گفتن «سُبْحَانَ اللهِ» و اگر به جای آن، ذکر دیگری از قبیل «اَلْحَمْدُ لِلّهِ» و «اَللهُ اَکْبَرُ» و غیر آن را به همان مقدار بگوید نیز کافی است.
۱. در رکوع هنگامی که ذکر واجب را میگوید، باید بدن آرام باشد، بلکه حتی در هنگامی که اذکاری را به قصد استحباب آن در رکوع میگوید، مانند تکرار «سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ» و امثال آن، احتیاط واجب آن است که بدن را آرام نگهدارد.
۲. اگر در حالی که ذکر واجب رکوع را میگوید، بدن او بی اختیار حرکت کند و حال طمأنینهی واجب را بر هم بزند، باید پس از آرام گرفتن بدن، ذکر واجب را دوباره بگوید.
۳.کسیکه میداند طمأنینه در حال ذکر رکوع واجب است
عمداً باشد: نمازش باطل است.
سهواً باشد: باید پس از رسیدن به حد رکوع و آرام گرفتن بدن، ذکر واجب را دوباره بگوید.
عمداً باشد: نمازش باطل است.
سهواً باشد:
اگر پیش از خارج شدن از حد رکوع متوجه شود که ذکر را تمام نکرده:
باید در همان حال آرام بگیرد و ذکر رکوع را بگوید.
اگر پس از خارج شدن از حد رکوع متوجه شود که ذکر را تمام نکرده: نمازش صحیح است.
بعد از تمام شدن ذکر رکوع، باید راست بایستد و پس از آن که بدن آرام گرفت به سجده برود، و اگر عمداً پیش از ایستادن، یا پیش از آرام گرفتن بدن به سجده برود نمازش باطل است.
۱. پیش از رسیدن به سجدهی اول یادش بیاید: باید بایستد و از حال ایستاده به رکوع برود، و چنانچه به حالت خمیدگی به رکوع برگردد کافی نیست، و اگر به این رکوع اکتفا کند نمازش باطل است.
۲. پس از رسیدن به سجدهی دوم یادش بیاید: نمازش باطل است؛ (زیرا یک رکن را ترک کرده و وارد رکن بعدی شده است).
۳. پیش از رسیدن به سجدهی دوم یادش بیاید (یعنی در سجدهی اول یا بعد از آن و پیش از آن که وارد سجدهی دوم شود): باید برخیزد و بایستد و رکوع کند و پس از آن، دو سجده را به جا آورد و نماز را تمام کند، و بعد از نماز به احتیاط (واجب) دو سجده سهو برای سجدهی زیادی بگزارد.
۱. پیش از رفتن به رکوع در حالی که ایستاده است تکبیر بگوید.
۲. اگر نمازگزار مرد است زانوها را به عقب بدهد و اگر زن است زانوها را به عقب ندهد.
۳. سر را پایین نیندازد و مساوی پشت خود نگه دارد.
۴. کف دست را به زانوها تکیه دهد.
۵. نگاه خود را به میان قدمهای خود بدوزد.
۶. پیش از رکوع یا بعد از آن صلوات بفرستد.
۷. پس از آن که از رکوع سر برداشت و ایستاد در حال آرامش بدن بگوید: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ».
۸. اگر نمازگزار زن است، دست را از زانوها بالاتر بگذارد.
۱. معنای ذکر
هر عبارتی که متضمن یاد خداوند «عز وجل» باشد «ذکر» محسوب میشود (مانند الله اکبر، الحمد لله، سبحان الله و…) و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) از بهترین ذکرهاست.
۲. واجبات ذکر:
۱. اذکار نماز را باید طوری بخواند که تلفظ به آن محسوب شود، و نشانهی آن این است که بتواند خودش آنچه را میخواند و بر زبان جاری میکند - اگر دچار سنگینی گوش یا سر و صدای محیط نیست - بشنود.
۲. واجب است همهی ذکرهای واجب نماز به طور عربی صحیح قرائت شود، و اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ کلمات عربی را نمیداند واجب است یاد بگیرد، و اگر قادر به یادگیری نیست معذور است.
۳. واجب است تمام ذکرهای واجب و مستحب در حال استقرار و آرامش بدن خوانده شود، و در صورتی که بخواهد کمی جلو یا عقب برود یا بدن را کمی به طرف راست و چپ حرکت دهد، باید ذکری را که به خواندن آن مشغول است در حال این حرکت، قطع کند. بلی گفتن ذکر به قصد ذکر مطلق در حال حرکت اشکال ندارد.
۱. معنای تشهد و حکم آن: در رکعت دوم همهی نمازها و نیز در رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نمازهای ظهر و عصر و عشا، نمازگزار باید پس از سجدهی دوم بنشیند و پس از آرام گرفتن بدن، جملاتی را که در ذکر تشهد گفته خواهد شد، بر زبان جاری کند. این عمل «تشهد» نامیده میشود.
۲. ذکر تشهد: ذکر واجب در حال تشهد این است: «اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِ مُحَمَّدٍ».
توجه:
۳. کسی که تشهد را فراموش کرده است:
۱. اگر برای رکعت سوم بایستد، ولی پیش از رکوع یادش بیاید که تشهد را نخوانده است: باید بنشیند و تشهد را بخواند و دوباره بایستد و آنچه باید در آن رکعت خوانده شود، بخواند و نماز را تمام کند، و پس از نماز به خاطر ایستادن بیجا، بنابر احتیاط مستحب، دو سجدهی سهو به جا آورد.
۲. اگر هنگامی که به رکوع رکعت سوم رفته یا بعد از آن یادش بیاید: باید نماز را تمام کند و بعد از سلام، برای تشهد فراموش شده دو سجدهی سهو به جا آورد، و احتیاط (واجب) آن است که پیش از سجدهی سهو، تشهد فراموش شده را قضا کند.
۱. منظور از سلام و حکم آن: آخرین جزو نماز که با گفتن آن، نماز پایان مییابد «سلام» است. سلام (واجب) نماز به این است که بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ» و بهتر است که اضافه کند «وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ» یا بگوید: «اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ».
توجه:
۲. کسی که سلام نماز را فراموش کرده است: اگر سلام نماز را فراموش کند و هنگامی یادش بیاید که صورت نماز به هم نخورده و کاری هم که عمدی و سهویِ آن نماز را باطل میکند، مثل پشت کردن به قبله، انجام نداده، باید سلام را بگوید و نمازش درست است.
۱. منظور از ترتیب و حکم آن: نمازگزار باید نماز را به ترتیبی که گفته شد انجام دهد و هر یک از اجزای آن را در جای خود بیاورد، پس اگر عمداً این ترتیب را به هم زند، مثلاً سوره را پیش از حمد بخواند یا سجود را پیش از رکوع به جا آورد، نماز باطل میشود.
۲. رعایت نکردن سهوی ترتیب:
مقدم شدن سهوی جزئی بر جزء دیگر:
۱. رکنی را بر رکن دیگر مقدم داشته است، مانند آن که دو سجده را فراموش کند و پس از آن که به رکوع رکعت بعد رفت یادش بیاید: نماز باطل است.
۲. غیر رکنی را بر رکن مقدم داشته است، مانند آن که دو سجده را فراموش کند و تشهد بخواند و آنگاه یادش بیاید که دو سجده را به جا نیاورده است: باید رکن را به جا آورد، و آنچه را اشتباهاً پیش از آن خوانده دوباره بخواند.
۳. رکنی را بر غیر رکن مقدم داشته است، مانند آنکه که حمد را فراموش کند و پس از آن وارد رکوع شد متوجه شود که حمد را نخوانده است: نمازش صحیح است.
۴. غیر رکنی را بر غیر رکن مقدم داشته است، مانند آن که حمد را فراموش کند و به خواندن سوره مشغول شود، ولی پیش از آن که به رکوع برود متوجه شود که حمد را نخوانده است: در این صورت، باید آنچه را فراموش کرده (مثلاً حمد) بخواند و بعد از آن، چیزی را که اشتباهاً جلوتر خوانده (مثلاً سوره) دوباره بخواند.
نمازگزار باید اجزای نماز، مانند رکوع و سجود و تشهد و غیره را با «موالات» یعنی پی در پی به جا آورد و میان آنها فاصلهی طولانی و غیر متعارف نیندازد، پس اگر میان اجزای نماز به قدری فاصله شود که در نظر بیننده از حالت نماز خواندن خارج شود، نمازش باطل است.
توجه:
۱. معنای قنوت و حکم آن
در همهی نمازهای واجب و مستحب، مستحب است که در رکعت دوم پس از پایان حمد و سوره و پیش از رکوع، دستها را به دعا بردارد و دعا بخواند. این عمل را «قنوت» مینامند.
توجه:
۲. ذکر قنوت
در قنوت میتواند هر ذکر یا دعا یا آیهیی از قرآن را بخواند و حتی میتواند به یک «صلوات» یا سُبْحَانَ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ» یا «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ» اکتفا کند، ولی بهتر است دعاهایی را بخواند که در قرآن آمده است، مانند «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ»، یا ذکرها و دعاهایی که از ایمه(ع) نقل شده است، مانند این ذکر: «لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ، لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الاَرَضِینَ السَّبْعِ، وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ، وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ، وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».
تعقیب نماز لازم نیست به عربی باشد، ولی بهتر است دعاها و ذکرهایی را بخواند که از ائمه (ع) رسیده است، و از جملهی بهترین آنها، ذکری است که به تسبیح حضرت زهرا(س) معروف است، و آن عبارت است: ۳۴ مرتبه «اَللهُ اَکْبَرُ»، ۳۳ مرتبه «اَلْحَمْدُ لِلّهِ»، و ۳۳ مرتبه «سُبْحَانَ اللهِ».
توجه:
شایسته است که نمازگزار، الفاظ و اذکار نماز را با توجه به معنای آن و با خشوع و حضور قلب بر زبان بیاورد تا از فرصت نماز، برای پاکیزه شدن روح و نزدیک شدن دل به خدای بزرگ و مهربان بهره ببرد.
۱. ترجمهی سورهی حمد
۱. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: «به نام خدا که رحمت و فیض بی دریغ او در دنیا همهی انسانها را در برمیگیرد و رحمت و بخشایش ابدی او به مؤمنان اختصاص دارد».
۲. اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبَّ الْعَالَمِینَ: «سپاس و ستایش، مخصوص خدا است که پروردگار همهی جهانیان است».
۳. اَلرَّحْمنِ الرَّحِیمِ: «آن که رحمان است (بخشندگی و فضل او در دنیا شامل همهی انسانها است) و رحیم است (بخشایش و فضل ابدی او ویژهی مؤمنان است)».
۴. مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ: «آن که دارنده و صاحب اختیار روز جزا (قیامت) است».
۵. اِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ اِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: «فقط تو را بندگی میکنیم و فقط از تو کمک میطلبیم».
۶. اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ: «ما را به راه راست هدایت کن».
۷. صِرَاطَ الَّذِینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ: «به راه آن کسانی که به آنان نعمت دادی (نور معرفت خود را بر دل آنان تاباندی)».
۸. غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَالضَّالِینَ: «آنان که به غضب تو گرفتار نشدند و به گمراهی دچار نگشتند. (یعنی پس از نعمت بزرگی که به آنان بخشیدی، ناسپاسی و عصیان نکردند تا موجب غضب تو و گمراهی خود شوند)».
۲. ترجمهی سورهی توحید
۱. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «ترجمهی آن قبلاً گذشت».
۲. قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ: «بگو اوست خدای یکتا».
۳. اَللهُ الصَّمَدُ: «خدا بی نیاز است و همگان روی نیاز به او دارند».
۴. لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ: «فرزند ندارد و فرزند کسی نیست».
۵. وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ: «و هیچکس همتای او نیست».
۳. ترجمهی ذکرهای رکوع و سجود و برخی مستحبات
۱. سُبْحَانَ الله: «پاک و منزه است خدا».
۲. سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ: «پاک و منزه است پروردگار من که بزرگ است، و او را ستایش میکنم».
۳. سُبْحَانَ رَبِّیَ الاَعْلی وَ بِحَمْدِهِ: «پاک و منزه است پرودگار من که برترین است، و او را ستایش میکنم».
۴. سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ: «عنایت خدا متوجه آن کسی باد که تو را ستایش میکند».
۵. اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ: «از خدا که پروردگار من است آمرزش میخواهم و به او باز میگردم».
۶. بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقْعُدُ: «با اراده و نیروی خدا است که بر میخیزم و مینشینم».
۴. ترجمهی ذکرهای قنوت
۱. رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً: «پروردگارا! به ما نیکی در دنیا و نیکی در آخرت را عطا کن».
۲. وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ: «و ما از عذاب آتش دور نگاهدار».
۳. لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ: «نیست معبودی به جز خدای بردبار و بخشنده».
۴. لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ: «نیست معبودی به جز خدای والا و بزرگ».
۵. سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ: «پاک و منزه است خدا که پروردگار هفت آسمان است».
۶. وَ رَبِّ الاَرَضِینَ السَّبْعِ: «و پروردگار هفت زمین است».
۷. وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ: «و پروردگار هر چیزی است که در آنها یا مابین آنها است».
۸. وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ: «و پروردگار عرش بزرگ است».
۹. وَ الْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ: «و ستایش و سپاس مخصوص خداست که پرودگار جهانیان است».
۵. ترجمهی تسبیحات اربعه
۱. سُبْحَانَ اللهِ: «پاک و منزه است خدا».
۲. وَالْحَمْدُ لِلّهِ: «و سپاس و ستایش مخصوص خداست».
۳. وَ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «و هیچ معبودی به جز خدا نیست».
۴. وَ اللهُ اَکْبَرُ: «و خدا بزرگتر است».
۶. ترجمهی تشهد و سلام
۱. اَلْحَمْدُ لِلّهِ: «سپاس و ستایش مخصوص خدا است».
۲. اَشهَدُ اَنْ لاَ اِلهَ اِلاَّ اللهُ: «گواهی میدهم که هیچ معبودی نیست به جز خدا».
۳. وَحْدَهُ لاَ شَریکَ لَهُ: «یکتا و بی شریک».
۴. وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ: «و گواهی میدهم که محمد بندهی او و فرستادهی اوست».
۵. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِِ مُحَمَّدٍ: «خداوندا! درود و رحمت فرست بر محمد و آل محمد».
۶. وَ تَقَبَّلْ شَفاعَتَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ: «و شفاعت او را قبول و درجهی او را بلند فرما».
۷. اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود بر تو باد ای پیامبر! و رحمت خدا و برکات او از آن تو باد».
۸. اَلسَّلاَمُ عَلَیْنَا وَ عَلی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ: «درود بر ما و بندگان شایسته خدا».
۹. اَلسَّلاَمُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: «درود بر شما (مؤمنان – فرشتگان) و رحمت خدا و برکات او از آن شما باد».
۱. از بین رفتن یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود، مثل پوشش واجب یا غصبی نبودن مکان.
۲. باطل شدن وضو.
۳. پشت به قبله نماز خواندن.
۴. حرف زدن.
۵. دست بسته نماز خواندن آن گونه که بعضی از فرق اسلامی انجام میدهند.
۶. آمین گفتن بعد از حمد.
۷. خندیدن.
۸. گریه کردن.
۹. به هم خوردن صورت نماز، مانند کف زدن و به هوا پریدن.
۱۰. خوردن و آشامیدن.
۱۱. شکهایی که نماز را باطل میکند، مانند شک در رکعتهای نماز دو رکعتی یا سه رکعتی.
۱۲. کم و زیاد کردن ارکان، مانند کم وزیاد کردن رکوع.
توجه:
۱. از بین رفتن یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود
اگر در بین نماز، یکی از چیزهایی که باید در حال نماز رعایت شود، از بین برود، مثلاً در حال نماز بفهمد که مکانش غصبی است یا پوشش واجب را ندارد، نماز باطل است.
۲. باطل شدن وضو
اگر یکی از چیزهایی که وضو یا غسل را باطل میکند در اثنای نماز پیش بیاید، مانند آن که در وسط نماز به خواب برود یا بول و امثال آن از او خارج شود، نماز باطل است.
۳. پشت به قبله نماز خواندن
اگر عمداً صورت و بدن خود را با هم یا به تنهایی از قبله بگرداند، به طوری که بتواند طرف راست و چپ خود را به آسانی ببیند، نمازش باطل است، و اگر سهواً هم این کار را بکند بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است، ولی اگر اندکی صورت را به دو طرف بگرداند، نماز باطل نمیشود.
۴. حرف زدن
اگر در نماز عمداً حرف بزند، حتی اگر یک کلمه باشد، نماز باطل است.
توجه:
۵.تکتف
دست بسته نماز خواندن آن گونه که بعضی از فرق اسلامی انجام دهند جایز نیست مگر در موارد ضرورت.
۶. آمین گفتن بعد از حمد
گفتن آمین بعد از قرائت سورهی حمد جایز نیست (و نماز را باطل میکند) مگر در حال تقیه.
۷. خندیدن
خنده با صدا و عمدی (یعنی قهقهه) نماز را باطل میکند.
۸. گریه کردن
گریه با صدا و عمدی برای امور دنیوی نماز را باطل میکند ولی اگر از ترس خداوند یا برای امور اخروی گریه کند، اشکال ندارد بلکه از بهترین اعمال است.
۹. به هم خوردن صورت نماز، مانند کف زدن و به هوا پریدن
کاری که صورت نماز را به هم بزند نماز را باطل میکند، مثل کف زدن و به هوا پریدن.
توجه:
هرگاه در اثنای نماز برای فهماندن چیزی به کسی و یا در جواب سؤال او، مختصری دست یا چشم و ابرو را حرکت دهد به گونهیی که با استقرار و آرامش و یا هیأت نماز منافات نداشته باشد، نماز باطل نمیشود.
شکیات نماز ۲۳ قسم است:
الف) ۸ قسم شکهای باطل.
ب) ۶ قسم شکهایی که نباید به آن اعتنا کرد.
ج) ۹ قسم شکهای صحیح.
الف) شکهایی که نماز را باطل میکند:
۱. شک در رکعتهای نماز دو رکعتی، مانند نماز صبح و نماز مسافر.
۲. شک در رکعتهای نماز ۳ رکعتی (مغرب).
۳. شک در نماز چهار رکعتی هرگاه یک طرف شک، یک باشد، مثل این که شک کند یک رکعت خوانده یا سه رکعت.
۴. شک در نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن سجدهی دوم در حالی که یک طرف شک دو باشد، مانند شک دو و سه، قبل از اتمام دو سجده.
۵. شک بین دو و پنج یا بیشتر از پنج.
۶. شک بین سه و شش یا بیشتر از شش.
۷. شک بین چهار و شش یا بیشتر از شش.
۸. شک در عدد رکعتهای نماز که اصلاً نداند چند رکعت خوانده است.
ب) شکهایی که اعتبار ندارد:
شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد
۱. شک بعدازمحل، مثل این که بعد از داخل شدن در رکوع، شک در حمد و سوره کند.
۲. شک بعد از سلام.
۳. شک بعد از گذشتن وقت نماز.
۴. شک کثیر الشک یعنی کسی که زیاد شک میکند.
۵. شک امام و مأموم.
۶. شک در نمازهای مستحبی.
توجه:
ج) شکهایی صحیح
شک در عدد رکعتهای نمازهای چهار رکعتی در ۹ صورت صحیح است:
۱. شک میان دو و سه بعد از سر برداشتن از سجدهی دوم.
۲. شک میان دو و چهار بعد از سر برداشتن از سجدهی دوم.
۳. شک میان دو و سه و چهار بعد از سر برداشتن از سجدهی دوم.
۴. شک میان چهار و پنج بعد از سر برداشتن از سجدهی دوم.
۵. شک میان سه و چهار در هر جای نماز.
۶. شک میان چهار و پنج در حال ایستاده.
۷. شک میان سه و پنج در حال ایستاده.
۸. شک میان سه و چهار و پنج در حال ایستاده.
۹. شک میان پنج و شش در حال ایستاده.
۱. هر کس نماز واجب را در وقت آن ترک کند باید قضای آن را به جا آورد، هر چند در تمام وقت نماز خواب بوده یا به واسطهی بیماری یا مستی، نماز را نخوانده باشد، اما کسی که در تمام وقت بیهوش بوده و بی هوشی به اختیار او نبوده، قضا بر او واجب نیست، همچنین کافری که مسلمان شده و زنی که در حال حیض یا نفاس بوده.
۲. هرگاه بعد از وقت نماز بفهمد نمازی را که خوانده باطل بوده باید آن را قضا کند، مثل شخصی که بر اثر جهل به حکم شرعی، غسل را به نحوی انجام داده که شرعاً باطل است، بر وی قضای نمازهایی که در این حالت با حدث اکبر خوانده واجب است.
۳. قضای نمازهایی واجب است که یقین به ترک یا باطل بودن آنها دارد، اما اگر شک یا گمان دارد بعضی از نمازهای گذشته را ترک کرده یا باطل خوانده واجب نیست که قضای آن را به جا آورد.
۴. در نماز قضا ترتیب واجب نیست جز در میان قضای ظهر و عصر و مغرب و عشا از یک روز، همچنین دوره کردن نماز به معنای تکرار نماز برای احراز ترتیب لزومی ندارد، بنابراین کسی که قصد دارد نماز قضای یکسال را بخواند میتواند آنها را به ترتیب زیر به جا آورد: ابتدا مثلاً بیست بار نماز صبح، بعد بیست بار هر یک از نماز ظهر و عصر و سپس بیست بار هر یک از نماز مغرب و عشا و تا یکسال به همین صورت ادامه دهد، همانطور که میتواند با یکی از نمازها شروع کند و به ترتیبی که نمازهای پنجگانهی یومیه را میخواند آن را ادامه دهد.
۵. کسی که چند نماز او قضا شده و شمارهی آنها را نمیداند، مثلاً نمیداند دو نماز بوده یا سه نماز، کافی است مقدار کمتر را بخواند (یعنی همان مقداری که یقین به قضا شدن آن دارد).
۶. اگر شخصی سه بار غسل جنابت کند، مثلاً در روزهای بیستم، بیست و پنجم و بیست و هفتم ماه و بعد یقین کند که یکی از آن غسلها باطل بوده است بنابر احتیاط واجب باید نمازها را به طوری که یقین به فراغت ذمه پیدا کند قضا نماید.
۷. نوافل و نمازهای مستحب به جای نماز قضا محسوب نمیشود و کسی که نماز قضا بر عهدهی او باشد، واجب است آن را به نیت نماز قضا بخواند.
۸. افرادی که در حال حاضر قادر به قضای همه نمازهای فوت شده نیستند واجب است به هر مقدار که قدرت دارند، قضا و هر مقداری که قادر نیستند وصیت نمایند.
۱. هیچ کس نمیتواند نماز قضای دیگری را که در حال حیات است به جا آورد، هر چند او از خواندن نماز قضا عاجز باشد، اما بعد از مردن مانعی ندارد، و شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که میتواند انجام دهد و نماز نایب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.
۲. در نماز استیجاری ذکر خصوصیات میت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا شرط است، و هرگاه در عقد اجاره، کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد (مثلاً نگفته باشند نماز را باید در مسجد یا فلان ساعت بخواند) و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید.
۱. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهایی که از پدر و مادرش فوت شده و از روی طغیان و نافرمانی نبوده، بعد از مرگ آنها به جا آورد، بلکه اگر از روی طغیان و نافرمانی هم ترک کرده باشد بنابر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند.
۲. اگر پدر یا مادری اصلاً نماز نخوانده باشد بنابر احتیاط واجب در این صورت هم قضای نمازها بر پسر بزرگتر واجب است.
۳. منظور از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری که بعد از مرگ پدر و مادر در حال حیات است میباشد، بنابراین اگر پسر بزرگ – چه بالغ باشد یا غیر بالغ – قبل از پدر و مادر فوت کند تکلیف قضای نماز پدر و مادر بر پسر بزرگی واجب است که هنگام وفات آنها زنده باشد.
۴. ملاک واجب بودن قضای نماز پدر و مادر این است که فرزند مذکر از دیگر اولاد میت- اگر میت اولاد ذکور داشته باشد – بزرگتر باشد، بنابراین اگر فرزند بزرگ میت، دختر و فرزند دوم او پسر باشد قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر که فرزند دوم است واجب است.
۵. هرگاه شخص دیگری نمازهای پدر و مادر را قضا کند از پسر بزرگتر ساقط میشود.
۶. بر پسر بزرگتر واجب است آن مقدار از نمازهایی را که یقین دارد از پدر و مادرش فوت شده است قضا کند و اگر نمیداند که از پدر یا مادرش نماز قضا شده یا نه، چیزی بر او واجب نیست و تفحص و جستجو نیز لازم نمیباشد.
۷. بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهای پدر و مادرش را به هر صورتی که امکان دارد قضا کند و اگر از انجام آن حتی از اجیر گرفتن برای انجام آن هم عاجز باشد معذور است.
۸. کسی که خودش نماز قضا دارد و نماز پدر و مادر نیز بر او واجب شده، در انجام هر یک مخیَّر است و به عبارت دیگر هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.
۹. اگر پسر بزرگتر پس از فوت پدر و مادر از دنیا برود بر دیگران تکلیفی نیست، بنابراین قضای نمازهای پدر و مادر بر پسر و یا برادر پسر بزرگتر واجب نمیشود.
منبع: farsi.khamenei.ir